بچه های من

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

همه ی ما یه عالمه بچه داریم 

یه عالمه بچه ی قد و نیم قدی که تو زندگیمون آوردیمشون !

چرا راه دور بریم 

اصلا خود من 

اولین بچم وقتی سه چهار سالم بود به دنیا اومد 

اسمش" ژیمناستیک "بود از شما چه پنهون اصلا دوسش نداشتم ، خلاصه تا ده سالگی ادامه دادم و بعد خیلی زود فرستادمش رفت مدرسه ی شبانه روزی اون دورترا که دیگه نبینمش ، همونجام موند 

بچه ی دومم فلوت بود ، تقریبا از هشت سالگی تا ده سالگی داشتمش ، به یه سر و سامونی رسوندمش ، کنسرت دادم باهاش و فرستادمش سر خونه زندگیش 

بچه ی سومم هم خیلی دوست داشتنی بود هم یه ذره پرکار 

نه سالم بود و"  پیانو "رو به زندگیم اضافه کردم اما بخاطر جابه جایی شهرمون ازش دور افتادم 

الانم گم شده ، مطمئنم داره گریه می کنه و خودمو میخواد پیداش می کنم و خودم سر به راهش می کنم اگه خدا بخواد 

بچه ی سر به راه و درست و حسابی و خوشتیپم  " شنا" بود 

سه ساله تمومش کردم و همیشه همراهمه ، با اینکه رفته سر خونه زندگیش مثل یه دختر خوب حواسش بهم هست و مایه ی سر بلندیمه 

یه بچه ی دیگه دارم که اونم بی دردسر بود اما فایدشم کم بود" قایقرانی " رو میگم همین اطراف میپلکه

بچه ی بعدی اسمش ویولون بود ، متاسفانه همون ماه های اول مریض شد و از بین رفت 

و بچه ی بعدی خطاطی و کالوگرافی 

اونم الان تو کماست متاسفانه و حال و اوضاعش معلوم نیست 

دوچرخه و اسکیت منتظرن و دم بخت 

رانندگیم کم مونده بره سر خونه زندگیش 

خلاصه که همه ی ما یه عالمه بچه داریم 

یه عالمه بچه ی قد و نیم قدی که تو زندگی آوردیمشون ...

  • مطالب مرتبط
  • های گایز
  • شب های روشن
  • رهایش کردم ، خیالت تخت
  • تنهایی ، از مماس با پوستت آغاز میشود ...
  • وصله پینه های دل ِ یک عدد ماهی
  • وصله پینه های دلِ یک عدد ماهی (٢)
  • نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 14:44
    برچسب‌ها :